الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

310

الغدير ( فارسى )

- از آن روز كه پا به دوران شباب نهادم ، به شما پناه آوردم ؛ سرانجام ، نور حق سياهى شك را زدود و من كامياب گشتم . « 1 » - در گذشته اشتباهاتى فراوان داشته‌ام ، اگر به دامن شما دست يازم ، هرآنچه باشد ، از نامهء اعمالم بزدايم . - سلمان فارسى را شفيع آورم ، از اين رو كه در سلك شما خاندان است ؛ البته ، پدران شفاعت فرزندان را پذيرا باشند . - با شفاعت او مرا از هول رستاخيز رهايى بخش ، اى سالار محشر كه بر سر اعرافت جاى باشد . - اگر من چنان پندارم كه جز با محبت شما توانم راه نجات گيرم ، مغرور و فريب‌خورده خواهم بود . پيرامون شعر استاد احمد نسيم مصرى كه بر ديوان مهيار ديلمى حاشيه و تعليق نوشته است ، در ذيل اين بيت مهيار : تضاع بيعته يوم الغدير لهم * بعد الرضا و تحاط الروم و البيع گويد : الغدير ، همان غدير خم است كه ميان مكه و مدينه واقع گشته است ، چنان كه گفته‌اند : رسول خدا در غدير خم خطبه راند و فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه . « 2 » كاش مىدانستم : آيا تواتر اين حديث بر استاد مصرى نهان بوده ، با اينكه بيش از صد تن صحابى رسول راوى آنند ؟ يا در اثر تمايلات مذهبى ، پردهء فريب و فسون بر روى حقيقت كشيده تا واقعيت قطعى را در زير دامن امانت مستور دارد و با كلمهء « گفته‌اند » [ قيل ] حديث را ضعيف و بىاساس جلوه دهد . بگو كه اين خبرى است بس باعظمت كه شما از آن رو گردان شده‌ايد و آنان كه از منشور الهى باخبرند ، آن را مىشناسند ، چونان

--> ( 1 ) . گواه اين است كه قبل از تشرف به شرف اسلام ، به مقام ولايت اخلاص و ارادت داشته است . ( م ) ( 2 ) . ديوان مهيار الديلمى : 2 / 182 .